تبليغاتX
شادمهر

شادمهر

روبه رو شب و سیاهی بی کسی پشت سرم نمی تونم که بمونم بایداز تو بگذرم

خدا نگهدار

سلام به همه دوستان. امیدوارم حال همه خوب باشه و سال خوبی داشته باشند.

نمیدونم که بعد از این مدت چند نفر از دوستان تا حالا به این وبلاگ سر زدند؛ از همشون ممنونم که اینهمه لطف دارند. من خیلی وقته که آدرس وبلاگمو عوض کردم، البته ناگفته نمونه که دیگه خیلی وقته نت نمیام. یه مدتی سرباز بودم و واسه سرگرمی میومدم نت. دیگه باید بعد از سربازی شروع کنم تا زندگیمو بسازم. خدا هم همیشه کمکم کرده تا به چیزایی که میخوام برسم. بیشتر از این سرتونو درد نیارم. خواستم واسه همه چیز از شما دوستان هم تشکر کنم. راستی یه سایت هم هست که از دوستامه. میتونید به اونجا هم سر بزنید.(البته این بیشتر یه تبلیغه)

http://www.kiansat.com

و در پایان فقط میتونم بگم. خدانگهدار.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/14ساعت 17:40  توسط دانیال   | 

تقدیر

باید تو را پیدا کنم،شاید هنوزم دیر نیست * تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

با اینکه بیتابه منی،بازم منو خط میزنی * باید تو را پیدا کنم، تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من،میتونه آرومت کنه * اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

دلگیرم از این شهر سرد،این کوچه های بی عبور * وقتی به من فکر میکنی،حس میکنم از راه دور

آخر یه شب این گریه ها،سوی چشمام را میبره * عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تورا پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی * راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازم را پرپر کنی * محکم بگیرم دستت را، احساسم را باور کنی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/12ساعت 16:57  توسط دانیال   | 

تقدیم به دوستای مبارکه

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/06ساعت 22:41  توسط دانیال   | 

سرعت dial up من که سرعت واقعیه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/06ساعت 22:19  توسط دانیال   | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/03ساعت 17:32  توسط دانیال   | 

چیزی نمیتونم بگم،قراره از من بگذری

 چیزی نگو میفهممت،باید از این خونه بری*

چندسال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم

تا با یه دریا تو خودم،خاموشِ خاموشت کنم*

تنهاییهامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم

واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم*

تو باید از من رد بشی،من باید از تو بگذرم

کاری نمیتونم کنم،باید بیفتی از سرم*

بعد از تو باید با خودم تنهای تنها سر کنم

یک عمر باید بگذره تا امشب را باور کنم*

چندسال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم

تا با یه دریا تو خودم خاموشه خاموشت کنم*

چندسال از امشب بگذره با من یکی هم خونه شه

احساس امروزم به تو تنها یه شب وارونه شه*

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/26ساعت 11:45  توسط دانیال   | 

مگه سربازها دل ندارند؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 21:48  توسط دانیال   | 

میروم...شاید رفتنم دردی را دوا نکند...ولی مصلحت خواه من،میروم که شاید باشد سوی مصلحت راه من

بیا بریم،مگه همه درها به روت قفل نبود * بیا بریم،واسه جوونا تو کفر نگو

بیا بریم،آدمای اینجا ۲رو و پست اند * انگاری به هم رگبار دروغ را بستند

وقتی باهاشی،رفیقت تورو مرامش گشته * وقتی میری میکشه فوحش ناموس را پشتت

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 11:57  توسط دانیال   |